اندر احوالات بخش روان در این روزها
نمیدونم چرا همه ی بیمارای مورد دار یهو با هم بستری میشن...
در کنار همه ی مشکلاتشون اعتیاد شدید به مصرف سیگار هم دارن...(بخش ، اتاق سیگار اختصاصی داره که هر 2ساعت بیمارا اجازه دارن برن اونجا و فقط یه نخ از کمک پرستار بگیرن و بکشن)
5نفر از بیماران جدید، بلااستثنا همه ی ساعت های مجاز برای مصرف سیگار رو یادشونه و محاله از دستش بدن...
به شدت هم علاقمند برای شرکت در جلسات کاردرمانی.
اما آمدنشون همانا و پیچیدن بوی تند سیگار توی اتاق و همزمان سردرد و حالت تهوع بنده هم همان...
کلا این دو روز سر جمع یه ساعت هم تو اتاق کاردرمانی نموندم....
بعد یکیشون هم با من طرح رفاقت ریخته تا منو میبینه میاد و صحبت و شوخی و خوش و بش...
......
ندا: متولد 64...بعد از طلاق از همسرش ،سر یه نزاع 5سال میفته زندان،بعد از آزادی 4نفر بهش تجاوز میکنن؛سابقه ی خودکشی،سابقه مصرف گل.....تشخیص:افسردگی اساسی
یاسمن:18ساله...مدتی ساکن کانادا بوده و دوست پسرش بهش تجاوز میکنه ،سابقه ی خودزنی و خودکشی،سابقهی مصرف گل...تشخیص:اختلال شخصیت مرزی و دو قطبی
عارفه:17ساله....پدر و مادر از هم جدا شدن پیش مادربزرگش زندگی میکنه،مادرروابط آزاد داره و مدام دخترک رو طرد میکنه، دختر رابطه جنسی با یه مرد متاهل داره،سابقه ی فرار از خانه، سابقه ی خودزنی های مکرر،سابقه مصرف گل....تشخیص:دو قطبی
فهیمه:38ساله...اعتیاد 12ساله به انواع مواد مخدر،مادر در 5سالگی بیمار خودسوزی میکند،پدر در سن 15سالگی بیمار با دوست دختر خود به آلمان مهاجرت میکند!!(به قول خودش رفته عشق و حال!)سابقه کارتن خوابی،سابقه ی فرار ،اعتیاد به مصرف شیشه و هرویین و تریاک، سابقه ی خودزنی با سیگار،مبتلا به HIV...تشخیص دو قطبی هم اکنون در فاز مانیک......
یه خانم 24 ساله هم هست که به خاطر فوت پسرش دچار افسردگی شده ...دیروز گفت بیشتر از افسردگی،رابطه جنسی با همسرم داره اذیتم میکنه...میگه به لذت جنسی نمیرسم چیکار کنم؟گفت از همون اول ازد.اج اینجوری بودم...
حالا فکر کنین این خانم تو سن 14سالگی ازدواج کرده و 4تا بچه داره............
واسه ی هممممه شون هم من یه قیافه آشنا دارم...یا شبیه دخترخالشونم..یا شبیه معلمشون..یا زندایی...خاله...عمه...دختر همسایه و ...