باران خبیث
از غروب بچه ها گیر داده بودن که هفت خبیث بازی کنیم.منم کلی کار داشتم و باید میومدم کتابخونه و گفتم من نمیتونم بازی کنم.دوباره اونا اصرار و من انکار...
قبل رفتنم،بچه ها بازی رو شروع کرده بودن.
تو این بازی،گفتنِ لغت«من»جریمه داره،به هر طریقی که گفته بشه...
حالا منم دیگه موجود مردم آزار درونم بدجور قلقلکم میداد،گفتم :کی بارانو دوست داره؟
دوست جان:من من من من!
...واااااای
بچه ها:
من :یکی جریمه هاشو بده
اندکی بعد گفتم :کنترل اسپیلت رو پیش کی بذارم؟
مریم:پیش من بذار!
بچه ها:پیش کی؟!جریمه رو بگیر
-دهنت سرویس باران،سریعا اتاقو ترک کن تا همه مون جریمه نشدیم!
گفتم باشه،فقط یکی بیاد بعد از من دروقفل کنه!
نرجس:من قفل میکنم!
من:جریمه
اسلو موشن:
همه ی بچه ها دهن باز میکنن به فحش دادن و دستشون میره که چیز میز سمتم پرت کنن ، نرجس هم به زور منو هول میده و از اتاق میندازتم بیرون و بعد کرکر خنده های من!
خیلی وقت بود اذیتشون نکرده بودم؛دلم آروم گرفت
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ ساعت 23:7 توسط وارش(همان باران سابق)
|