از غروب بچه ها گیر داده بودن که هفت خبیث بازی کنیم.منم کلی کار داشتم و باید میومدم کتابخونه و گفتم من نمیتونم بازی کنم.دوباره اونا اصرار و من انکار...

قبل رفتنم،بچه ها بازی رو شروع کرده بودن.

تو این بازی،گفتنِ لغت«من»جریمه داره،به هر طریقی که گفته بشه...

حالا منم دیگه موجود مردم آزار درونم بدجور قلقلکم میداد،گفتم :کی بارانو دوست داره؟

دوست جان:من من من من!...واااااای

بچه ها:

من :یکی جریمه هاشو بده

اندکی بعد گفتم :کنترل اسپیلت رو پیش کی بذارم؟

مریم:پیش من بذار!

بچه ها:پیش کی؟!جریمه رو بگیر

-دهنت سرویس باران،سریعا اتاقو ترک کن تا همه مون جریمه نشدیم!

گفتم باشه،فقط یکی بیاد بعد از من دروقفل کنه!

نرجس:من قفل میکنم!

من:جریمه

اسلو موشن:

همه ی بچه ها دهن باز میکنن به فحش دادن و دستشون میره که چیز میز سمتم پرت کنن ، نرجس هم به زور منو هول میده و از اتاق میندازتم بیرون و بعد کرکر خنده های من!

 

خیلی وقت بود اذیتشون نکرده بودم؛دلم آروم گرفت