پاراگراف طور
مردم به پیری خود می اندیشند.می خواهند پیری را که پر از درد بی درمان است با فراغ بال بگذرانند.
می خواهند صاحب کاری بشوند که بتوانند بازنشستگی خود را در خانه ای ییلاقی بگذرانند ؛ اما هنگامی که پا به سن گذاشتند متوجه می شوند که درست فکر نمی کرده اند.
می فهمند که برای حفظ خود به آدم های دیگر نیاز دارند.
باید به حرف های پیرمرد گوش بدهند تا او زنده بودن خود را باور داشته باشد...
پشت و رو - آلبرکامو
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 1:36 توسط وارش(همان باران سابق)
|