باشگاه
آقا
به حد مرگ تو باشگاه عرق میریزیم!
تمرینات سخت و فشرده!چون شهریور یه مسابقه استانی قراره برگزار بشه!
نزدیک به یک سالی هست که ووشو رو شروع کردم
در اون دیار! به ما زیاد کشتی رو یاد ندادن!ماهی یه بار هم یه جلسه اگر کشتی بود میگفتن نندازین که آسیب نبینین،و فقط سایه کار کنین!
اما امروز برای اولین بار استاد اینجا گفت شما دونفر که تازه اومدین برین اون گوشه کشتی رو تمرین کنین
یه تشک پهن کردن و من و اون دختر جدیده موندیم و ارشد هم اومد بهمون کشتی رو یاد داد...
دیگه نگم براتون...مثل یک عدد دستمال کاغذی ما رو مچاله میکرد مینداخت...
میگم خب چرا میندازی؟!میگفت باید یاد بگیری چجوری بیفتی!
به حق چیزای نشنیده!افتادن هم نیاز به یادگیری داره حتی!
دوباره من میومدم بندازمش سفت منو میگرفت نمیذاشت..میگفتم بیفت دیگه اَه!!!!
ارشد خیلی جدی
:باید همه تلاشتو بکنی و حریفت رو بندازی
.....
باید بگم اگر تشک نبود صد در صد یه آسیب خیلی جدی به کمر یا کتفمون وارد میشد...همونطور که ارشد منو اینور تر پرت کرد و با فلانجامون اومدیم زمین
ولی خداروشکر چیزیم نشد...فقط استاد دید و سر ارشد یه غری زد که مواظبش باش
از همه چیز این ورزش خوشم میادا فقط با کشتیش یه کم مشکل دارم..در اصل با افتادن مشکل دارم...
اینم تمرین کنم ببینم چه میشه..
باید تو خونه از داداش کمک بگیرم