دارم میرم
به صندلی های راحت اتوبوس آقاحیدر تکیه زدم
از شیشه اتوبوس خیره شدم به شالیزارهای سرسبز که با سرعت داریم از کنارشون رد میشیم
میرسیم به مسیری که دریا قابل مشاهده ست...امروز چقدر دریا آرومه....
هندزفری تو گوشمه نوای شجریان زیبایی خاصی رو به این منظره داده:
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار...بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون....
بارون نم نم رو عشقه.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 14:26 توسط وارش(همان باران سابق)
|