امان از لحظه ای که لپ تاپ رو برای کار درسی روشن میکنی:

از چشم ها که همینطور اشک میریزه...دچار تاری دید میشی....دهنت هر 30 ثانیه یکبار به اندازه ی نیم متر برای خمیازه باز میشه...دیگه سیستم ایمنی بدن به هر نحوی میخواد ثابت کنه که خسته ای!

خب حق هم داره وقتی تا غروب دور دور بودی،بعد از یه افطاری دلچسب هم،بساط هله هوله خورون به راه شده:

آلبالو_اخته خمسه شده! هالی دَکتون با دَلار ! و انبه محلی که عصر پدر جان از درخت چیدن....

و از همه ی اینها هم در حد خودکشی تناول کردی!

بعدش اومدی به تخت تکیه زدی،پنجره ی اتاق هم بازه و گه گاه یه نسیم خنکی روحت رو قیلی ویلی میکنه و صدای جیرجیرک ها هم فضا رو برای یه خواب پر از آرامش آماده کرده.

ولی تو همچنان داری تلاش مکینی تا چشمات رو باز نگه داری و میگی نه من نباید بخوابم

من نباید بخوابم

من نبااااااااا(خمیازه)ید بخوابم....

 

#مقاومت بی فایده ست.مثل اینکه خواب بر ما مستولی گشته...شب خوش

 

پ ن:هالی دکتون:شاید بتونیم بگیم نوعی دسر!که آلوچه های ترش رو با گوشت کوب میکوبن و بعد به این آلوچه های له شده نمک و دلار اضافه میکنن و به طرز وحشتناکی خوشمزه میشهالبته در قدیم آلوچه ها رو داخل نمکیار(نوعی ظرف بزرگ سفالی)با سنگ میکوبیدن! که هنوزم خیلیا از همین شیوه استفاده میکنن و کوبیدن با گوشت کوب یجور سوسول بازیه

ممکنه در گویش های مختلف گیلانی به این ترکیب چیز دیگه ای بگن که من اطلاع ندارم.

دَلار:ترکیب سبزی های گشنیز و نعناع؛و نمک!(سبزی ها باید کاملا خرد و ساییده شده باشه!)