جوانی دارد از دهن می افتد
به خود می آیی
می بینی خیلی وقت است از ته دل نخندیده ای
از اینکه در پیاده رو پفک دست بگیری شرم داری
دیگر تعداد آدم های مهم زندگی ات انگشت شمار شده اند...
دلت برای کسی تنگ نمیشود
دیگر علاقه ای به خواندن به روز ترین رمان ها نداری...
شده ای مرده ای متحرک
و
این یعنی پیر دِلی...
پ ن :های...بگشای در ،زمستان است...
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 0:39 توسط وارش(همان باران سابق)
|