امروز تو مرکز معلولین ذهنی واسه کارآموزی ، یه بچه ی اتیسم آورده بودن .

این بچه 10 ساله،غیر از یکسری آواها تکلمی نداشت و مهم تر از همه هایپر سنس بود(بیش حسی!)و من اولین بار بود که داشتم کیس هایپر سنس میدیدم.(تو پرانتز بگم مشکلات حسی از جمله مهم ترین مشکلات افراد اتیسم محسوب میشه)

هایپر سنس یعنی بیمار نسبت به تحریک هر حسی(حس های پنج گانه،عمقی ،وستی بولار و ...)حساسیت مفرط نشون میده.

در مورد این بچه مثلا:نسبت به هرگونه لمسی که کاردرمان براش انجام میداد به شدت واکنش نشون میداد و جیغ میکشید.حتی یه لمس ساده ی انگشت،بغل کردن،ماساژ بدن،حرکت رو توپ cp،هل دادنش،پرتاب توپ ،نور و صدا و ....

در طول انجام تمام این تمرینات بچه فقط جیغ میکشید و میخواست فرار کنه و بیقراریش به وضوح مشاهده میشد...طوری که اگر منِ مبتدی به عنوان درمانگر قرار بود با این بچه کار کنم بعید نبود حین تمرینات خسته میشدم و مداخله رو قطع میکردم...

 

 

 

حالا تصور کنید...بچه ای دارید که حتی نمیتونید راحت اونو در آغوش بگیرید!و اون بچه فقط تو حال خودشه و هیچ ارتباطی حتی با شما هم برقرار نمیکنه...

سخته نه؟

شاید با یه تصور کوچیک بشه حداقل یه صدم از رنجی که خانواده ی معلولین تحمل میکنن رو حس کرد...

بی حوصلگی های این عزیزان رو درک کنیم...زخم نشیم براشون...بچه هاشون حتی اگر بیمار هم باشن باز جگر گوشه ی اونان...یه کم درک و عدم قضاوت شاید کوچکترین کار برای کمک به این عزیزان باشه.

 خوب ببینیم